در دستور خط فارسی (ص ۲۲ـ۲۳) «فاصله‌گذاری در خط فارسی» را به سه گروه تقسیم کرده‌اند: الف) فاصلۀ کامل؛ ب) نیم‌فاصله؛ ج) بی‌فاصله. در تعریف نیم‌فاصله گفته‌اند: «نگذاشتن هر نوع فاصله میان اجزای ترکیب‌هایی است که جزء پیشین آن‌ها مختوم به حروف منفصلی است که قابلیت اتصال به جزء پس از خود را ندارند. مانند: بدکنش، پرفروش، دراختیارگیری، روسیاه، مادربزرگ، هوادار».

  1. در اینجا دو اصطلاح بی‌فاصله و سرهم را از یکدیگر جدا کرده‌اند. این تعریف، چنان‌که در مثال‌های کتاب هم می‌بینیم، هزاران واژه‌ای را که سرهم نوشته می‌شوند، مانند باغبان و رهگذر و همشهری، در بر نمی‌گیرد. پس بی‌فاصله یک چیز و سرهم نیز یک چیز است. در کتاب باید سرهم نیز افزوده شود یا دست‌کم تعریف بی‌فاصله اصلاح شود، به‌طوری‌که مفهوم سرهم را نیز در بر بگیرد.
  2. نکتۀ کم‌اهمیت اینکه پس از مانندِ نباید دونقطه بیاید، همچنان‌که پس هیچ واژۀ مضافی نباید دونقطه آورد.

«بی‌فاصله در اینجا اصطلاحی منطقی نیست. اصطلاح بی‌فاصله برای پرهیز از خَلط این مفهوم با مفهوم نیم‌فاصله به کار رفته و مراد این است که در این نوع فاصله‌گذاری، ویژگی خط فارسی [...] خودبه‌خود فاصله‌ای حداقلی را میان حروف منفصل ایجاب می‌کند و دیگر به درج نیم‌فاصله نیازی نیست» (ص ۲۳).

این توضیح زائد و گمراه‌کننده است. بی‌فاصله یعنی «بدون space». به سخن دیگر، برای نوشتن واژه‌ای مانند پدربزرگ، پس از پدر، کلید فاصله (space) را فشار نمی‌دهیم و بی‌درنگ بزرگ را می‌نویسیم.

واژه‌هایی مانند آن‌طور و این‌طور و آن‌گونه و این‌گونه را «حروف ربط مرکّب» دانسته‌اند (ص ۳۴).

این واژه‌ها اسم و قید و صفت‌اند (نک. فرهنگ جامع زبان فارسی).

«چه (خواه حرف ربط باشد خواه پیشوند یا اسم) در ترکیب با کلمهٔ پیش‌از خود همواره به‌صورت پیوسته نوشته می‌شود» (ص ۳۴).

بهتر است این‌گونه نوشته شود: «چه (حرف ربط، پسوند، ضمیر، صفت یا قید) در ترکیب با واژۀ پیش از خود پیوسته نوشته می‌شود».

«به در صفت‌ها، قیدها و حروف اضافهٔ مرکّب با نیم‌فاصله نوشته می‌شود: به‌خصوص (صفت و قید)، به‌سختی، به‌جهتِ، به‌محضِ، به‌موجبِ» (ص ۳۸).

  1. با این توصیف، باید بنویسیم: آدم به‌خور (به‌جای بخور)، دست به‌ده (به‌جای بده)، دستِ به‌زن (به‌جای بزن)، ماشین به‌رو (به‌جای برو).
  2. نگفته‌اند به در فعل گروهی، مانند به سر بُرد، باید با فاصله نوشته شود یا با نیم‌فاصله.

«ـتر و ـترین: همواره با نیم‌فاصله / بی‌فاصله از کلمهٔ پیش‌از خود نوشته می‌شوند، مگر در: بهتر، کهتر، مهتر، بیشتر، کمتر، کلانتر (رئیس کلانتری)» (ص ۴۰).

  1. به این فهرست باید واژهٔ نیشتر / نشتر را هم افزود (تذکر خانم نفیسه علی‌عسکری به بنده).
  2. بهتر است یادآوری شود در تصحیح و ویرایش متن‌های کهن، واژه‌های بتّر به معنی «بدتر» و راستر به معنی «راست‌تر» و زاستر به معنی «ازآن‌سوتر» و چند واژهٔ دیگر با همین رسم‌الخط نوشته می‌شوند.
  3. بهتر است در همهٔ جای کتاب این مثال‌ها الفبایی شوند تا از آشفتگی به در آیند.
  4. «رئیس کلانتری» و کمانک آن نباید سیاه / برجسته / بولد شود.

«املای بعضی از واژه‌ها و پیشوندها و پسوندها» (۳۴ـ۴۱).

  1. به‌جای رسم‌الخط، سهو کرده‌اند و نوشته‌اند املا.
  2. ترتیب الفبایی دقیق رعایت نشده. به ترتیبِ شماری از وندها در این بخش توجه فرمایید، بی‌ـ، می‌ـ و همی‌ـ، هم‌ـ، ـتر و ـترین، ـها.
  3. برخی بهتر از «بعضی از» است.

نوشته‌اند: «...، مانند آن‌طور، این‌طور، آن‌گونه، این‌گونه، و نظایر آن» (ص ۳۴).

هنگامی که در آغازِ مثال‌ها مانند یا مترادف‌های آن می‌آید، افزودن «و نظایر آن» یا مترادف‌های آن حشو است.

«در تصویب شیوﮤ املای این واژه‌ها ضوابط ذیل، به ترتیب اولویت، رعایت شده‌است: ۱. املای رایج‌تر: مثلاً صورت‌های آذوقه، حوله، حلیم، تالار، قدّاره، قورباغه، و ... به همین اعتبار انتخاب شده‌اند. ۲. ...» (ص ۷۲).

توجه به بسامد هنگامی اهمیت دارد که خاستگاه و ریشۀ واژه مبهم باشد یا واژه‌ای دو املای درست داشته و املای پربسامدتر پذیرفتنی‌تر از املای کم‌بسامدتر باشد.

«صورت‌های املایی موجود: پیش‌خوان / پیشخوان. صورت‌های املایی مرجّح فرهنگستان: پیشخوان / پیش‌خوان»

این‌گونه اصلاح شود: «صورت‌های املایی موجود: پیشخان / پیشخوان. صورت‌های املایی مرجّح فرهنگستان: پیشخان (رواق؛ ورودی سرپوشیدۀ ساختمان) / پیشخوان (باجه؛ کانتر: دفتر پیشخوان)» اینجا (اینجا) را ببینید.

صورت املایی مرجّح فرهنگستان: انتر

غلط است. اینجا را ببینید.

صورت املایی مرجّح فرهنگستان: توفان / طوفان

توفان غلط است و اگر آن را با آب هفت دریا هم بشویند، پاک نمی‌شود. لجاج دوستان در به کار بردن املایی جعلی برای واژه‌ای قرآنی را نمی‌توان درک کرد. اینجا را ببینید.

صورت املایی مرجّح فرهنگستان: دایرةالمعارف / دائرةالمعارف

تفاوت املا نیست و نباید در اینجا بیاید. باید به تفاوت میان املا و رسم‌الخط توجه کرد.

صورت املایی مرجّح فرهنگستان: رتیل / رطیل

غلط است. اینجا را ببینید.

صورت املایی مرجّح فرهنگستان: غدغن

غلط است. اینجا را ببینید، پردۀ ۳۱.

صورت املایی مرجّح فرهنگستان: قورمه

غلط است. در فارسی /قُرمه/ تلفظ می‌شود. اصل زبان فارسی است و تلفظ آن در ترکی اهمیتی ندارد.

صورت املایی مرجّح فرهنگستان: حلیم

غلط است. اینجا را ببینید.

واژه‌های دواملاییِ جامانده از کتاب

واژه‌های دواملایی‌ای که در کتاب نیامده‌اند و بهتر است به ویراست بعدی افزوده شود:

  • اسل (ASL) / اصل (اینجا را ببینید.)
  • بطانه / بتونه (اینجا را ببینید.)
  • تخت‌نرد / تخته‌نرد (اینجا را ببینید.)
  • تخم کدو و تخم هندوانه / تخمه‌کدو و تخمه‌هندوانه
  • خشکار / خوشکار (اینجا را ببینید.)
  • زغال‌اخته / ذغال‌اخته (اینجا را ببینید.)
  • راجع‌به / راجب
  • ساطور / ساتور (اینجا را ببینید.)
  • شلنگ / شیلنگ (اینجا را ببینید.)
  • هال (hall) / حال (اینجا را ببینید.)

در کتاب توجهی به فارسی‌نویسی نشده و برای نمونه، فقط در یک صفحه (ص ۲۲) به‌جای قاعده‌ها نوشته‌اند قواعد و به‌جای نوشته آورده‌اند مکتوب و به‌جای ویژگی‌ها نوشته‌اند خصوصیات و به‌جای نوشته شده‌اند آورده‌اند ذکر شده‌اند. برای رفع اتهام مقدّر باید گفت که این پیشنهادها سَره‌گرایی نیست، ولی زیاده‌روی در به کار بردن واژه‌های عربی عربی‌مآبی است.

سخن فرجامین اینکه در کتاب دربارۀ هکسره سکوت کرده‌اند.


پی‌نوشت:
این یادداشت به درخواست و سفارش آقای دکتر علی یاری، رئیس روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نوشته شده‌است. از ایشان، که مرا قابل دانستند، سپاسگزارم.